مکان و احساس تعلق
- Omid Rismanchian
- Dec 10, 2010
- 3 min read
با سلام دوباره خدمت همه دوستان
از اینکه به وبلاگ من اومدید خیلی متشکرم. اینبار نیز مطلبی در مورد محله دارم که علاوه بر اینکه بازگفتن آنها برای خودم یک دوره ای می باشد شاید برای دانشجویان دیگر نیز سودمند باشد از جمله دانشجویان بی حال و شل و وارفته کلاس خودم که این ترم رو باید با اونها سر کنیم. خدا رحم کنه! این پست برخلاف دیگر پستها عکس و خشگلکاری ندارد. بلکه فقط به بحث های نظری در مورد هویت می پردازد. مطلب امروز درباره احساس تعلق است.
مکان و احساس تعلق:
تحولات عمده در تکنولوژی های جدید ارتباطی و اطلاعاتی چند دهه ی اخیر که از آن به عنوان انقلاب اطلاعاتی یاد می شود، به سرعت در حال متحول ساختن جوامع انسانی، به ویژه شهرها هستند. این تحولات که تافلر آن را “موج سوم” می نامد، نظریات جدیدی را در مورد شهرهای آینده مطرح ساخته است. بخش عمده ای از نظریات جهانی بر این باور هستند که گسترش ارتباط راه دور باعث حذف فاصله ی نسبی مکان ها وکاهش اهمیت شهر و به طور کلی کاهش ” اهمیت مکان” می گردد که به تبع آن تمرکز زدایی شهرها را محتمل می دانند. از طرفی، برخی دیگر اعتقاد دارند که علیرغم کاهش اهمیت مکان اما به دلیل محدودیت های زیست محیطی و مهمترین آن ، بحران انرژی، شهرهای آینده الزاماً در جهت هرچه متراکم تر شدن پیش می روند و از این رو شهرهای عظیم متمرکز را مطرح می سازند و … نظریاتی دیگر. اما نکته ی حائز اهمیت در تمامی نظریات توسعه ی شهر و شهرنشینی، انسان و ارزش های واقعی انسان بودن است. موضوعی که در پی تحولات صنعتی قرن اخیر، عمداً یا سهواً نادیده گرفته شده است. شهروند امروز عضوی فعال از جامعه ی برون مرزی جهانی محسوب می گردد و خواه یا ناخواه در جریان تحولات ارتباطی جهان قرار می گیرد، اما در عین حال با تمامی ارزش های انسانی و عاطفی خود به مرزهای فیزیکی و روانی کوی، محله، شهر و کشورش نیز تعلق دارد. میزان این حس تعلق در کشورها و فرهنگ های گوناگون، متفاوت است، اما در همه ی آن ها خطر مشترک از دست رفتن آن وجود دارد، و خطر از دست رفتن هویت و مبانی انسانیت که در آن صورت ” اجتماع بدون جامعه” ، “شهربدون هویت”، ” آدم بدون انسانیت ” چه مفهومی خواهد داشت؟
در پی جواب این سؤال است که در پیش نویس برنامه ی عمل جهانی در باب شهرهای قرن 21 قبل از هر چیز بر تدوین استراتژی های عملی و قابل اجرا برای تشویق و ارتقاء و انسجام اجتماعی و شهروندی تأکیده شده است. اجزاء این برنامه مسلماً در مقیاس جهانی، ملی، شهری و در فرهنگ های مختلف، متفاوت خواهد بود. موضوع مسکن در جریان این تحول عظیم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با هر دو فرض کاهش اهمیت مکان شهر یا شدیدتر شدن تمرکزگرایی آن در آینده، مسکن همواره به عنوان خصوصی ترین فضای شهری دارای اهمیت خواهد بود، اما توجه به این نکته ضروری است که نقش این فضای خصوصی یا ” خانه” در انسجام اجتماعی و شهروندی به ویژه در شرایط متحول شده ی قرن آینده چه خواهد بود؟ به طور قطع گسترش تکنولوژی ارتباطات در زمینه های مختلف از حضور فیزیکی انسان در بخش های مختلف شهر کاسته و برعکس بر حضور او در ” مسکن” می افزاید. در واقع این امکان وجود دارد که شهروند برخلاف گذشته بیشترین ساعات شبانه روز را در ” مسکن خویش” سپری سازد و به همین ترتیب حضور او در محیط پیرامونی مسکن اجتناب ناپذیر و به مراتب بیشتر از حضور او در سایر نقاط شهر خواهد بود. لذا به نظر می رسد در قرن آینده بخش عمده ای از فعالیت های اجتماعی شهروندان در ” پیرامون مسکن” جریان داشته باشد و به همان نسبت که از ارتباط انسان با بقیه ی شهر کاسته می شود بر ارتباط او با محیط پیرامون خود افزوده گردد.
مسکن به عنوان فراوان ترین عنصر شهری، مؤثرترین عامل درنحوه ی شکل گیری بافت شهر ومیزان کیفیت آن از لحاظ فرم وعملکرد می باشد که خود متقابلاً در کیفیت مسکن تأثیر می گذارد. مسکن به عنوان جزئی از ساختار سیستم شهری با سایر اجزاء شهر و با کل آن مرتبط می گردد. توجه به ارتباط مسکن و کل شهر این رابطه را از بعد کمی یعنی تأمین مسکن برای همگان عمده می سازد اما ارتباط مسکن با سایر اجزاء و به ویژه با محیط و بستر قرارگیری در آن مجدداً موضوع کیفیت را هم برای “واحد مسکونی” و هم برای محیط ” پیرامون” آن مطرح می سازد. ( فریادی، 188:1375)




Comments