top of page

منظر شهری ادینبورگ از ورای عکس

  • Writer: Omid Rismanchian
    Omid Rismanchian
  • Nov 14, 2010
  • 3 min read

با سلام به شما دوستان و تشکر از اینکه به وبلاگ من اومدید.

یک چند وقتی بود که دلم باسه وبلاگم تنگ شده بود. اما از اونجاییکه من معمولا دغدغه های ذهنی خودم رو که به واسطه گشت و گذار در شهر در وبلاگ می نویسم به تازگی یک مشکل در نوشتن پیدا کردم. مشکل از اونجایی ناشی می شه که من به ایران اومدم  در این تهران که گشت و گذار می کنی چیزی به غیر از لایی کشیدن ماشین ها و بوق زدن طلبکارانه آنها برای عابرین پیاده بد بخت و یا حتی گاز دادن طلبکارانه موتورسواران در پیاده رو نمی بینی. من هم اگر به خواهم ذهن خود را مشغول این امور بکنم بصورت 24 ساعته باید این همه انرژی منفی رو تحمل کنم و دروبلاگم بزارم. تنها تفریحی که من رو از این حال و هوا در میاره سرو کله زدن با دانشجویان کلاس طرح پنج معماری شهید رجایی است که به تازگی زبان مشترک جالبی با هم پیدا کرده ایم. علی ایحال امروز در دانشگاه یکی از دانشجویان به نام خانم (ناز) گله کرد که چرا وبلاگ را آپلود نمی کنید. من هم امروز حسابی زور زدم تا یه چیزی تراوش کنه. رفتم سراغ آلبوم عکس و یادی از ادینبورگ کردم و گفتم عکسهایی که از شهر ادینبورگ گرفتم رو در وبلاگ بزارم تا از این طریق این شهر زیبا رو به شما دوستان معرفی کنم. خودتان تفاوت را با این تهران مقایسه کنید.هرچند تهران هم زیبایی های خود را دارد.

همانطور که از عکسهای فوق می تونید ببینید این شهر در یک منطقه کوهستانی و برروی تپه ها درست شده است که تپوگرافی جالبی را به شهر هدیه کرده است. بعضی مواقع باید از بین کوچه پس کوچه ها تعداد زیادی پله را طی کنید تا به کوچه بالایی برسید. متاسفانه از این کوچه ها و پله ها عکس ندارم. انگاری آدم وقتی از یک جا دور میشه بیشتر جزئیات توجهش رو جلب می کنه.

در پس زمینه این شهر تپه های تاریخی که یاد آورد دوران رومی و باستان می باشد هنوز دیده می شود و نمی دانید از این چهار تکه سنگ به چه نحوی نگهداری می کنند. بسوزد دل غافل ایران زمین که ببیند ما از تاریخ خود چطور نگه داری می کنیم. هم محتوایش را دست کاری می کنیم و هم بقایایش را نابود. که البته این خود یک فرهنگ دیرینه در تاریخ ایران بوده است. در آخرین عکس هم فوق ایستگاه قطار را می بینید و در پس زمینه آن المان شهری ای را که عکسهای زیر آن را بهتر نشان می دهد.

به صورت کلی منظر شهری ادینبورگ بسیار خوانا می باشد. قسمی از آن توسط المانهای شهری که نمونه آن در بالا به نمایش در آمده باعث خوانایی منظر شهری می شود و قسمی دیگر نیز توسط منظر صوتی که به واسطه نواختن بگ پایپ یا همون نی حمبون که یک ساز مفصل و مخصوص اسکاتلند هست بر آورده می شود

عکس فوق نیز یک هتل خیلی بزرگ را در خیابان اصلی این شهر یعنی پرینس استریت را نشان می دهد. و اما در ادامه عکسهایی از ساختمان مرکزی دانشگاه ملاحضه فرمایید که قدمتی چند صدساله دارد. این عسکها از درب ورودی دانشکده تا حیاط مرکز را نشان می دهد که خدا قوت هنوز در حال سرویس دهی به دانشجویان است. برعکس مدرسه چهارباغ مادر مرده که عمری مشابه این بنا دارد و به موزه ای رها شده تبدیل شده است که بازدیدکننده ای هم ندارد و به تازگی هم که به واسطه عبور متروی مبارک گنبد آن دچار نشست شده است. ما اینقدر باحالیم که اگه ببینیم یک ساختمون قسر در رفته خودمن می زنیم داغونش می کنیم بعد هم یک صلوات به عنوان فاتحه حوالش می کنیم. خلاصه خلایق هرچه لایق. اما اگر توجه کنید این شهر علی رغم آسمان آبی زیبا و هوای پاک کوهستانی که دارد یک شهر خاکستری است. تمامی ساختمانهای آن از جمله چندتایی که در بالا نشان داده شد همه یا خاکستری هستند و یا پوشیده از دود زغال سنگ که یادبود دوران صنعنی می باشد و پاک کردن آنها ممنوع. به هر حال یه چندتا عکس ببینید تا بفهمید منظور از شهر خاکستری چیست.


این هم از کوچه پس کوچه های معروف ادینبورگ


این هم کلیسای جامع

در هر صورت امیدوارم خوشتون اومده باشه.

هرگز نشه فراموش

کامنت اضافی خاموش


Comments


bottom of page